این عکس مامانیه وقتی که شما 5 ماه بود تو دلش بودی. اینجا هم جاده چالوسه وقتی که داشتیم میرفتیم خونه بابا احمد و مامان لیلا

سلام عزیزم . دیروز مامانی وقت دکتر داشت بعد از اینکه از مطب اومدیم بیرون رفتیم تا برای شما سفارش تخت و کمد بدیم .
خیلی گشتیم تا چیزی رو که برای نوزادی و نوجوانی شما مناسب باشه پیدا کردیم . رنگش آبی فیروزه ایه امیدوارم تو هم خوشت بیاد
دوست دارم
بوس
سلام عزیزم عسلم پسرم نمیدونی چقدر دوست دارم عاشقتم.
عزیزم دیروز سیزده بدر بود پایان تعطیلات عید . با خاله ها و دایی علی و مادر بزرگ رفتیم لواسان . خیلی خوش گذشت فقط جای تو خالی بود . سال دیگه سیزده بدر تو 9 ماهته . روز شماری میکنم برای اومدنت
دوست دارم
سلام مامانی خوبی پسر خوشگلم ؟
تعطیلات عید هم تموم شد هر چی جلوتر میریم به روز تولد تو نزدیکتر میشیم و من خیلی خوشحالم.
تکونات روز به روز داره بیشتر میشه این یعنی تو داری بزرگتر میشی. وقتی آبتین کوچولو رو می بینم دلم میخواد تو هم زودتر به دنیا بیای تا منم بهت شیر بدم برات لالایی بخونم تا بخوابی .
بابا هم از امروز دیگه رفته سر کار . 16 روز بود که پیش ما بود ولی الان من و تو دیگه باید دو تایی از خواب بیدار بشیم و صبحونه بخوریم.
سلام مسافر کوچولوی من
سال نو مبارک عزیزم . تصور اینکه سال دیگه همین موقع کنار سفره هفت سین تو هم پیش ما هستی خیلی شیرینه. امیدوارم این سه ماه هم به خوبی و خوشی بگذره و تو صحیح و سالم بیای پیش ما. به بابایی می گفتم سال دیگه سفره هفت سین رو باید هزار سوراخ قایم کنیم تا گل پسرمون بهش دست نزنه. راستی عزیزم من و بابا همین امروز از شمال اومدیم. آخه ما هر سال عید میریم خونه بابا احمد و مامان لیلا . سال دیگه ایشالله سه تایی میریم پیششون. همه برای اومدنت لحظه شماری می کنن گلم.
دوست دارم عزیزم
بوس
